تبلیغات
گرامر زبان انگلیسی
گرامر زبان انگلیسی
صفحه اصلی آرشیو مطالب ارتباط با مدیریتRSS
» اصطلاح Act your age ( یکشنبه 28 آبان 1391 )
» اصطلاح to tell/give someone something in advance ( شنبه 27 آبان 1391 )
» اصطلاح My lips are sealed : دهنم قرصه ! ( پنجشنبه 25 آبان 1391 )
» تفاوت میان 2 کلمه shop و store ( پنجشنبه 25 آبان 1391 )
» تفاوت home و house ( پنجشنبه 25 آبان 1391 )
» اصطلاح see ya ! ( پنجشنبه 25 آبان 1391 )
» تفاوت say و tell ( پنجشنبه 25 آبان 1391 )
» آدرس دادن به انگلیسی ( چهارشنبه 24 آبان 1391 )
» موارد استفاده از used to ( چهارشنبه 24 آبان 1391 )
» باید ها و نباید های استفاده از حرف تعیین the در زبان انگلیسی ( جمعه 19 آبان 1391 )
» تفاوت های Miss ,Ms & Mrs + Mr در زبان انگلیسی ( جمعه 19 آبان 1391 )
» مشاغل به زبان انگلیسی ( جمعه 19 آبان 1391 )
» حیوانات در زبان انگلیسی ( جمعه 19 آبان 1391 )
» بیش از 150 سوال رایج برای تقویت مکالمه انگلیسی ( جمعه 19 آبان 1391 )
» سیلاب یا هجا در زبان انگلیسی ( پنجشنبه 18 آبان 1391 )
موضوعات
نویسندگان
لینک دوستان
آمار بازدید


کل بازدید ها :25
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه : 4
بازدید ماه قبل :625
تعداد کل مطالب :
آخرین بروز رسانی :


معرفی وب ما به دوستانتان




idiom : Act your age

description : used to tell someone that his/her behavior is immature : زمانی استفاده میشود که شخص حرکات بچه گانه انجام میدهد.

Example : when we started to talk during the class , my teacher got angry and said : " Act your Age .  " 




.:: ارسال مطلب توسط alireza rad در تاریخ یکشنبه 28 آبان 1391, 12:40 ق.ظ





advance 


idiom :  to tell/give someone something in advance : چیزی را به کسی جلو تر خبر دادن .


description : To tell or Give someone Something before the time that it was expected .


example : please warn me in advance that you are coming over that I can clean my house. 




.:: ارسال مطلب توسط alireza rad در تاریخ شنبه 27 آبان 1391, 12:21 ق.ظ

برچسب ها : اصطلاحات زبان انگلیسی , in advance , idiom ,





My lips are sealed = دهنم قُرصه ، به کسی نمی‌گم
---------------------------------------------------
Meaning: Said when you are promising to keep a secret.

Example: " Please don't tell him you saw me here." "Don't worry. My lips are sealed."


معنی مثال بالا: لطفا به اون نگو که من رو اینجا دیدی، نگران نباش، من دهنم قرصه.



.:: ارسال مطلب توسط alireza rad در تاریخ پنجشنبه 25 آبان 1391, 12:26 ق.ظ




تفاوت میان دو کلمۀ Store و Shop در چیست؟

مدت‌ها بود می‌خواستم بدانم که اگر معنای هر دو کلمۀ Store و Shop «مغازه» و «فروشگاه» می‌باشد، پس چرا دو کلمه برای بیان آن استفاده می‌شود.


خُب طبق معمول، همان ابتدای کار سراغ سایت‌ها و فروم‌های انگلیسی‌زبان رفتم تا گرفتار اشتباهات رایج در میان سایت‌ها و وبلاگ‌های فارسی نشوم! خداروشکر به نتایج جالبی هم دست یافتم. جالب‌ترین نکته این بود که این مشکل تنها من نبود و افراد زیادی به دنبال یافتن پاسخ این مسئله هستند.


برویم سراغ پاسخ این سؤال. خیال‌تان راحت باشد هر دو کلمه معنای مشابهی دارد و جای نگرانی چندانی نیست. پس تفاوت این دو کلمۀ مشابه در چیست؟ در مجموع باید بگویم کلمۀ Store بیشتر در میان مردم کشور آمریکا رواج دارد و Shop هم در میان مردم بریتانیا؛ اما این مسئله باز هم جای بحث دارد!


Shop به مغازه‌ای گفته می‌شود که به فروش وسایل و اقلام گوناگون به صورت مجزا بپردازد. مثلا: Flower Shop یا Barber Shop. اما Store از Shop بزرگ‌تر و عظیم‌تر است و حتی شامل چندین Shop نیز می‌شود.


Store به فروشگاه بزرگی گفته می‌شود که از جهات گوناگون (تنوع محصولات، مساحت، محیط، تعداد فروشندگان) از Shop بزرگ‌تر و گسترده‌تر باشد.


برای فهم بیشتر شما می‌توانیم Store را یک پاساژ در نظر بگیریم که از چندین Shop تشکیل شده است. مثلا: طلافروشی، بوتیک، آرایشگاه و غیره.




.:: ارسال مطلب توسط alireza rad در تاریخ پنجشنبه 25 آبان 1391, 12:17 ق.ظ





House: بیشتر برای وقتی به کار میره که شما بخوای تاکید داشته باشی رو ساختمون. مثلا میگی
I want to buy a house
خب طبیعیه که ساختمون مورد تاکیده

Home: برای وقتی بکار میره که شما منظورت بیشتر محیط منزل آدمای ساکن اون و ... باشه یعنی آدما و وسایل منزل مهمترن...
I want to go home میری که پیش کانون گرم خانواده باشی


.:: ارسال مطلب توسط alireza rad در تاریخ پنجشنبه 25 آبان 1391, 12:10 ق.ظ




در این پست می‌خوام بدون مقدمه سراغ یک اصطلاح جدید در کشور آمریکا بروم. این اصطلاح See ya است. ابتدا می‌خوام شما رو دعوت کنم انگلیسی این اصطلاح رو بخونید. پس از انگلیسی با توضیح فارسی این اصطلاح در خدمت شما خواهم بود.


Definition: A way of saying "good-bye".

Example: 1) Matt yelled "See ya!" as he left the house.

Etymology 'See ya' is an informal way to say 'See you later'. 
Synonyms later

در مواقعی از این اصطلاح استفاده می‌شود که بخواهیم از کسی خداحافظی کنیم و به او بگوییم: بعداً می‌بینمت. بنابراین برای خداحافظی در زبان عامیانۀ ایالات متحدۀ آمریکا از این اصطلاح زیبا استفاده می‌شود. می‌بینید چقدر آسون و ساده است؟ کوتاه هم هست، پس منتظر چه هستید؟! شما دوستان عزیز رو تا بعد به خدای بزرگ می‌سپارم و See ya!


.:: ارسال مطلب توسط alireza rad در تاریخ پنجشنبه 25 آبان 1391, 12:08 ق.ظ




هر دو به معنای گفتن می باشد، با این تفاوت که بعد از say یا مفعول نداریم یا مفعول غیر شخصداریم. اما بعد از tell حتما مفعول شخصی خواهیم داشت. 
I say
من می گویم

I say this
من این را می گویم

I say that
من آنرا می گویم.

I say something
یک چیزی می گویم.

What do you want to say??
تو چی می خواهی بگویی؟

I tell you
من به تو می گویم.

I want to tell you something
می خواهم به تو یک چیزی بگویم.

What do you want to tell me?
چه چیزی می خواهی به من بگویی؟





.:: ارسال مطلب توسط alireza rad در تاریخ پنجشنبه 25 آبان 1391, 12:01 ق.ظ




خدمت دوستانی که هم امتحان نامه نگاری دارن و هم دوست دارن که یه آدرس درست و حسابی به انگلیسی بدن عرض کنم که در نوشتن آدرس باید توجه کنید، اسامی خاص و عبارات رو ترجمه نکنید و کلمات را به انگلیسی بنویسید. به عنوان مثال اگر اسم کوچه ای شهید حسنوندِ باید به صورت Shahid hasanvand نوشته بشه و کلمه شهید رو نباید ترجمه کرد و به صورت Martyr نوشت ( این رو دیدم که دارم می نویسم ). 

 کلماتی که معمولا" در نوشتن آدرس ها کاربرد دارند :


واحد: Unit ----- طبقه: Floor ----- شماره (پلاک): No ----- کوچه: Alley ----- بلوار: Blv


خیابان: St ----- میدان: Sq ----- بزرگراه: Free Way ----- چهار راه: Cross -- بعد از: After


قبل از: Before ----- جاده: Rd ----- خیابان بزرگ: Ave ----- روبروی: In Front of


جنب(نزدیک): Near ----- طبقه اول: First Floor ----- طبقه همکف: Ground Floor


ابتدای: First of ----- انتهای: End of ----- بن بست: Dead End ----- ساختمان: Building








.:: ارسال مطلب توسط alireza rad در تاریخ چهارشنبه 24 آبان 1391, 09:36 ب.ظ




کاربرد used to

از used to برای بیان کارهایی استفاده می کنیم که در گذشته اتفاق می افتادند و دیگر انجام نمی شوند. برای روشن تر شدن به مثال ها دقت کنید: 

I used to smoke a packet a day but I stopped two years ago.  

من قبلا روزی یک پاکت سیگار می کشیدم ولی دو سال پیش ترک کردم

Ben used to travel a lot in his job but now, since his promotion, he doesn't.  

بن سابقاً به سفرهای کاری زیادی میرفت اما از زمان ترفیعش دیگر به مسافرت نمی رود

I used to drive to work but now I take the bus.  

  من قبلا با ماشین خودم سر کار می رفتم اما الان با اتوبوس می روم   

همچنین برای بیان چیزهایی از آن استفاده می کنیم که در گذشته وجود داشتند اما الان ندارند 

مثال: 

 

  • There used to be a cinema in the town but now there isn't. 
  • قدیما این شهر یه سینما داشت اما الان نداره 

She used to have really long hair but she's had it all cut off.   

قبلاً موهای بلندی داشت ولی همشو کوتاه کرد

I didn't use to like him but now I do.  

من قبلاً از او خوشم نمیومد ولی حالا دوسش دارم  

  

ما از عبارت to be used to doing برای گفتن مطالبی استفاده می کنیم که به آن ها عادت کرده ایم و روند عادی خود را طی می کنند: 

 

He is not used to driving on the left 

به رانندگی از سمت چپ عادت ندارد 

 

و نیز از عبارت to get used to doing something برای بیان فرآیند عادت کردن استفاده می کنیم: 

I didn't understand the accent when I first moved here but I quickly got used to understanding. 

درک لهجه ی اینجا در روزهای اول برایم سخت بود ولی سریعاً به آن عادت کردم (و آن را یاد گرفتم)  



.:: ارسال مطلب توسط alireza rad در تاریخ چهارشنبه 24 آبان 1391, 08:34 ب.ظ




حرف تعریف the

چه زمانی از the استفاده کنیم؟

1- زمانیکه می دانیم فرد شنونده میداند یا میتواند بفهمد ما در مورد چه چیز یا چه کسی صحبت میکنیم.

مثال:

"The apple you ate was rotten."

"Did you lock the car?"

2- زمانیکه در مورد چیزی صحبت میکنیم که قبلاً در باره آن صحبت کرده ایم.

مثال:

"She's got two children: a girl and a boy. The girl's eight and the boy's nine."

3- زمانیکه در مورد نقاط جغرافیایی خاص صحبت میکنیم، از the استفاده میکنیم.

مثال:

"the North Pole", "the equator"

4- قبل از نام رودخانه ها، دریاها و اقیانوسها از the استفاده میکنیم.

مثال:

"the Nile", "the Pacific", "the English channel"

5- از the قبل از اسامی مشخصی که میدانیم تنها یک نمونه از آنها وجود دارد استفاده میکنیم.

مثال:

"the rain", "the sun", "the earth", "the White House"

6- قبل از صفات عالی همیشه از the استفاده میکنیم.

مثال:

"the best", "the tallest", "the most beautiful"

7- پیش از اعداد ترتیبی از the استفاده میکنیم.

مثال:

"the fifth lesson", "the ninth day", "the third chapter"

8- حرف تعریف the پیش از اسامی معنی و جراندهایی که بعد از آنها "of" آمده باشد، مورد استفاده قرار میگیرد. (جراند کلمه ای است که نقش اسمی دارد و به ing ختم میشود. در دستور زبان فارسی به آن مصدر فعلی گفته میشود.)

مثال:

"The pronunciation of that word is very difficult."

(کلمه pronunciation یک اسم معنا است)

"The instructing of young children is difficult."

(کلمه instructing یک جراند یا مصدر فعلی است)

9- قبل از اسامی کشورها و مناطق جغرافیایی که جمع هستند از the استفاده میکنیم.

مثال:

"the United States", "the Philippines", "the Alps"

10- پیش از اسامی کتابخانه ها، موزه ها، و هتل ها از the استفاده میکنیم.

مثال:

"the Forty-Second Street Library", "the Louvre", "the Statler Hotel"

11- پیش از بعضی از قسمتهای روز از حرف تعریف the استفاده میشود.

مثال:

"in the morning", "in the afternoon", "in the evening"

نکته: حرف تعریف the تنها قبل از این بخشهای روز استفاده میشود. برای کلماتی مثل night یا midnight یاnoon از the استفاده نمیکنیم.

"at noon", "at night", "at midnight"

 12- بعد از فعل play زمانیکه معنی "نواختن" داشته باشد. یعنی همراه با یک آلت موسیقی آمده باشد.

مثال:

"play the piano", "play the violin", "play the guitar"

در موارد زیر نباید از حرف تعریف the استفاده شود:

1- زمانیکه یک کلمه یا اصطلاح را در معنای عام آن به کار می بریم.

مثال:

a) Inflation is rising.

b) People are worried about rising crime.

در مثالهای فوق کلمه Inflation (تورم) و People (مردم) در معنای عام خود به کار رفته اند. ترجمه جملات به فارسی به این ترتیب خواهد بود:

الف) تورم در حال افزایش است.

ب) مردم (عموم مردم) نگران افزایش جرم هستند.

2- پیش از نام رشته های ورزشی.

مثال:

My son plays soccer.

Tennis is expensive.

3- پیش از اسامی غیرقابل شمارش زمانیکه در معنای عام خود به کار رفته باشند.

مثال:

Information is important to any organization.

- اطلاعات برای هر موسسه ای اهمیت دارد. (هر گونه اطلاعاتی)

Coffee is bad for you.

- قهوه برای شما خوب نیست. (هر نوع قهوه ای)

4- قبل از اسامی شهرها و کشورها. (مگر اینکه از چند ناحیه یا ایالت تشکیل شده باشند یا اینکه در نام آنها کلماتی مثل states، kingdom، republic، یا union وجود داشته باشد.)

مثال:

Italy, Mexico, Iran, England – Tehran, Tokyo, Paris, Moscow

The United States, The UK (United Kingdom), The Irish Republic

The Netherlands, The Philippines, The British Isles

5- قبل از تمامی ضمیرها و همینطور ضمایر و اسامی اشاره.

مثال:

He is my only brother.

This hotel will be open next week.

These are the old classrooms.

6- پیش از نام روزها، ماه ها، و سالها.

مثال:

I go to English class on Mondays and Wednesdays.

He was born in April.

The First World War began in 1914.

7- معمولا (نه همیشه) قبل از کلمات زیر از the استفاده نمیشود:

home, town, church, hospital, prison, school, work, sea

مثال:

He's on his way to work.

We were in town last Saturday.

We go to school to study.

I arrived home before midnight



.:: ارسال مطلب توسط alireza rad در تاریخ جمعه 19 آبان 1391, 03:45 ب.ظ




سلام

خیلی ها تفاوت این چند لقب  رو نمیدونن و امکانش خیلی زیاده در بدو ورود به یک کشور خارجی دچار مشکل شن !

Miss  (میس )را فقط و فقط وقتی به کار می بریم که میدونیم خانمی که داریم باهاش حرف میزنیم مجرد  هست و به اصطلاح انگلیسی single هست.

Mrs (میسیز)را وقتی به کار می بریم که خانم ازدواج کرده است و به اصطلاح انگلیسی married یا coupled هستش !

و اما Ms (میز) ! وقتی به کار می بریم که نمی دونیم طرف مقابل ازدواج کرده یا مجرد است !

Mr هم که معلومه برا اقا به کار میره .

تموم لقب‌های بالا برای احترام به کار می‌رن و می‌تونیم به جای اون‌ها از لقب‌های مربوط به شغل افراد هم استفاده کنیم. در زمانی که شغل طرف رو می‌گیم، برخلاف زبان فارسی، نیازی به استفاده از "آقا" و "خانم" نیست. مثال:

 

Dr. Brown

Nurse Foster

Judge Smith


هنگام صحبت با خانوم‌ها به کار بردن Ms. هم خیلی مؤدبانه ست و هم نشون می‌ده شما به ازدواج طرف دخالتی ندارید و کاملاً بی‌خطره؛ یعنی، لازم نیست یه ساعت فکر کنید طرف متأهله یا مجرد و چی باید بگید! این مرسوم‌ترین و مؤدبانه‌ترین لقبه و بخصوص در محل کار سعی کنید فقط از این لقب برای خانوم‌ها استفاده کنید.

وقتی کسی خودشو با این القاب رو معرفی می‌کنه

 

 

اما برخلاف فرهنگ فارسی؛ که، ما هنگام معرفی خودمون جلوی اسم خودمون عبارت "خانم" یا "آقا" رو نمی‌یاریم، در انگلیسی این کار کاملاً مرسومه و اون‌ها هنگام معرفی خودشون خیلی راحت این القاب رو می‌یارن. مثال:

 

I am Mr. Brown.

 

باز در اینجا هم تکلیف آقایون روشنه و هم مردها و هم پسرها می‌تونن خودشون رو با Mr. معرفی کنن؛ اما، مثل همیشه "پای زن‌ها در میونه" و وقتی خانومی خودشو  Mrs. صدا می‌زنه یه معنی داره، وقتی Miss صدا می‌زنه معنی دیگه‌ای داره و وقتیMs. معنی متفاوتی.

 

 

وقتی خانومی خودشو با Mrs. معرفی می‌کنه، معنیش اینه که حواست باشه "من متأهلم".

 

وقتی خودشو با  Miss صدا می‌زنه، یعنی یه چیزیش می‌شه و بدش نمی‌یاد دیگرون بدونن مجرده و قصد ازدواج هم داره.

 

و در نهایت وقتی خانمی خودشو با Ms. معرفی می‌کنه، معنیش اینه که دوس نداره دیگرون در زندگی شخصی اون دخالت کنن و دوس داره بقیه هم Ms. صداش بزنن و کاری به تأهل اون نداشته باشن. خانوم‌ها معمولاً این یکیو از همه بیشتر دوس دارن.

 

 

 

نکته‌ی مهم: 

 

و در نهایت، یه نکته‌ی بسیار بسیار مهم در مورد این القاب:

 

این‌ها رو یا با "نام فامیلی" شخص می‌یاریم و یا با "اسم و فامیل" ایشون. به عبارتی هرگز Mr., Mrs., Miss, Ms رو با اسم کوچک افراد نیارید. بنابراین اگه توی فیلمای فارسی دیدید که مثلاً یکیو "مستر رضا" صدا می‌زنن، این اشتباه محضه و فقط و فقط توی فیلم‌های فارسی دیده می‌شه! این امر درمورد سایر القاب هم جاریه؛ بنابراین، باز فقط توی ایران می‌شنویم که می‌گن "دکتر ارنست"!! (به جای "دکتر رابینسون")
 




.:: ارسال مطلب توسط alireza rad در تاریخ جمعه 19 آبان 1391, 03:34 ب.ظ




مشاغل به زبان انگلیسی

شغل
معادل فارسی
شغل
معادل فارسی
actor
هنرپیشه مرد
actress
هنر پیشه زن
artist
هنرمند
captain
ناخدا
assistant
معاون
demarche
بخشدار
banker
بانکدار
dressmaker
خیاط زنانه
blacksmith
آهنگر
rancher
گله دار
boss
رئیس
gardener
باغدار
brigadier
سرتیپ
muezzin
موذن
caretaker
سرایدار
cameleer
ساربان
clerk
کارمند
cook
آشپز
coach
مربی
dentist
دندانپزشک
colonel
سرهنگ
carpenter
نجار
diver
غواص
rancher
چوپان
doctor
پزشک
house maker
خانه دار
doorkeeper
دربان
council
شورا
fireman
آتش نشان
writer
نویسنده
fisherman
ماهیگیر
waiter
گارسون
greengrocery
سبزی و میوه فروش
professor
استاد
guard
نگهبان
seller
فروشنده
guard man
مرد پاسدار
glassmaker
شیشه ساز
headmaster
مدیر مرد
headmistress
مدیر زن
judge
قاضی
housewife
زن خانه دار
lawyer
وکیل
painter
نقاش ساختمان
worker
کارگر
boatman
قایقران
mayor
شهردار
street sweeper
رفتگر
miner
معدنچی
minister
وزیر
nurse
پرستار
pilot
خلبان
officer
افسر
barber
آرایشگر مرد
photographer
عکاس
clergyman
روحانی
plumber
لوله کش
specialist
متخصص
player
بازیگر
footballer
بازیکن فوتبال
porter
باربر
butcher
قصاب
president
رئیس جمهور
watchmaker
ساعت ساز
prime minister
نخست وزیر
grocer
بقال
psychologist
روانشناس
operator
تلفنچی
reporter
خبر نگار.گزارشگر
merchant
تاجر
retired
بازنشسته
optician
عینکساز.چشم پزشک
sculptor
مجسمه ساز
calligrapher
خوشنویس، خطاط
sergeant
گروهبان
forester
جنگلبان
shopkeeper
مغازه دار
teacher
معلم
singer
خواننده
engineer
مهندس
soldier
سرباز
driver
راننده
speaker
سخنران
decorator
آذین گر
surgeon
جراح
army
نظامی
tailor
خیاط مردانه
baker
نانوا
tiller
سفالگر
governor
فرماندار
tourist
جهانگرد
student
دانش آموز
welder
جوشکار
repairman
تعمیرکار
 
 
farmer
کشاورز



.:: ارسال مطلب توسط alireza rad در تاریخ جمعه 19 آبان 1391, 03:33 ب.ظ




نام

معادل فارسی

نام

معادل فارسی

bull

گاو نر

fox

روباه

cow

گاو ماده

bear

خرس

calf

گوساله

polar bear

خرس قطبی

horse

اسب

koala bear

کوالا

mule

قاطر

panda

خرس پاندا

pony

اسب کوتاه

wolf

گرگ

donkey

الاغ

tiger

ببر

sheep

گوسفند

lion

شیر

lamb

بره

leopard

پلنگ

goat

بز

hyena

کفتار

kid

بزغاله

elephant

فیل

pig

خوک، گراز

zebra

گورخر

sow

ماده خوک بالغ

giraffe

زرافه

piglet

بچه خوک

buffalo

بوفالو

cat

گربه

camel

شتر

dog

سگ

raccoon

راکون

mouse

موش

skunk

راسو

bat

خفاش

beaver

سگ آبی

squirrel

سنجاب

boar

گراز نر

chipmunk

سنجاب راه راه

possum

صاریغ

rabbit

خرگوش

kangaroo

کانگورو

moose

گوزن شمالی

porcupine

جوجه تیغی

buck

گوزن نر، خرگوش نر

mole

موش کور



.:: ارسال مطلب توسط alireza rad در تاریخ جمعه 19 آبان 1391, 03:33 ب.ظ




سوالاتی برای مکالمه

1-Please introduce yourself.

2-How old are you?

3-Point to the ceiling.

4-Are you married?

5-What’s your address?

6-What’s your job?

7-Where were you born?

8-What’s your favorite color?

9-Draw a picture.

10-Knock on the door.

11-Describe your neighborhood.

12-Do you live in a house or in an apartment?

13-What time is it?

14-What are you wearing?

15-Count from one to ten.

16-What is your native language?

17-How many people are there in your family?

18-Can you drive?

19-How tall are you?

20-What is your phone number2-1Pull the chair.

22-Give me a pen.

23-Clap.

24-Climb the wall.

25--Move your hand.

26-What does your father do?

27-Push the table.

28-Spell your first name.

29-Do you live in the country?

30-Are you left-handed?

31-How much do you weigh?

32-Are you single or married?

33-What do you do?

34-When do you watch TV?

35-Do you listen to the radio?

36-Are you a smoker?

37-What’s your nationality?

38-What are you doing right now?

39-How is the weather today?

40-How many days are there in a week?

41-What is the coldest season of the year?

42-What do you have for breakfast?

43-What time do you have lunch?

44-What color is the sky?

45-What are the days of the week?

46-What date is today?

47-Name the months of the year

48-Name the seasons of the year.

49-What day is today?

50-What month is it?

51-What year is it?

52-Blow.

53-Is your mother a housewife?

54-Are you color-blind?

55-What’s your home address?

56-When is your birthday?

57-What’s your degree?

58-Do you work full time or part time?

59­- What time do you go to bed?

06- What time do you get up every morning?

61-What’s your favorite meal?

62-What colors can you name?

63-Do you wear glasses?

64-Do you wear contacts?

65-How many contacts do you have on your cell-phone?

66-How is the weather in each season?

67-Are you shy or sociable?

68-What do you do in your free time?

69-Are you afraid of the dark?

70-Do you listen to music?

71-What kinds of sports do you play?

72-What are you wearing?

7 3-What do you do on your holidays?

74- Can you fix food?

75-Do you have a driver’s license?

76- What’s your favorite hobby?

77-How often do you go to the movies?

78-What furniture do you have in your house?

79-Do you ever eat out?

80-Name the rooms in your apartment/house.

81-Name some common health problems.

82-Name some places in the neighborhood.

83-Is office job boring?

84-Do pilots have a stressful job?

85-Name some colors.

86-Name some jobs.

87-Do you like office work?

88-Show your watch.

89-Where can you buy medicine?

90-Where can you buy clothes?

91-How long can you go without sleep?

92-Are you afraid of heights?

93-How often do you travel?

94-How often do you use the Internet?

95-How often do you brush your teeth?

96-How often do you take a shower?

97-How often do you go shopping?

98-How often do you eat fast food?

99-Are you good at telling jokes?

100-Are you good at speaking English?

101-Are you selfish?

102-Do you like seafood?

103-What is your favorite dessert?

104-How many meals a day do you have?

105-Do you make you bed every morning?

106-Do you wear casually to a party?

107-Do you like to go to a wedding party?

108-Do you lose your temper easily?

109-- Do you make friends easily?

110-How often do you go to the country?

111-How many close friends do you have?

112-What is your father like?

113-How often do you cry?

114-Are you punctual?

115-Do you ever use public transportation?

116-Do you prefer summer vacations or winter vacations?

117- Do you keep a pet at home?

118-How do you feel about your job?

119-What are you afraid of?

120-What does your father do?

121-What does your mother do?

122-Where does your sister work?

123-What does your father look like?

124-What time does your father go to work?

125-Where is your father right now?

126-When does the snow melt?

127-Where is Iran located?

128-Where does your mother cook meals?

129-What does a photographer do?

130-What does a mechanic do?

131-What does a tailor do?

132-What does a dressmaker do?

133-What does a greengrocer do?

134-What does a weaver do?

135-What does a firefighter do?

136-What does a butcher do?

137-What does a baker do?

138-What does a newsagent do?

139-What does a driver do?

140-What does a shoemaker do?

141-What does a receptionist do?

142-What does a teller do?

143-What does a cashier do?

144-What does a carpet seller do?

145-What does a salesperson do?

146-What does a barber do?

147-What does a hairdresser do?

148-What does a farmer do?

149-What does a teacher do?

150-What does a nurse do?

151-What does a reporter do?

152-What does a shopkeeper do?

153-What does a carpenter do?

154-What does a chef do?

155-What does an air traffic controller do?

156-What does an engineer do?

157-What does a waiter do?

158-What does a flight attendant do?

159-What does a librarian do?

160-What does a travel agent do?

161-What does a tour guide do?

162-What does a housewife do?

163-What does a street sweeper do?

164-What does a fisherman do?

165-What does a manager do?

166-What does a doctor do?

167-What does a janitor do?

168-What does a bell hop do?

169-What does a fashion designer do?

170-What does a pilot do?

171-When does a baby cry?

172-What does a flight attendant do?

173-What does a builder do?

174-What does a cook do?

175-What does a beggar do?

176-What does a robber do?




.:: ارسال مطلب توسط alireza rad در تاریخ جمعه 19 آبان 1391, 03:31 ب.ظ




سیلاب  (هجا) یا (بخش) در زبان انگلیسی

خیلی وقت ها فارسی زبانان فكر می كنند كه بخش كردن در زبان انگلیسی مثل زبان فارسی است اما اینگونه نیست. 

مثلا من بارها در كلاس از دانش اموزان دبیرستانی خواسته ام كه كلمه ای را بخش كنند. مثلا كلمه class . مثل فارسی بخش می كنند و می گویند دو بخش است در حالی كه یك بخش است. چون در تلفظ كلمه مشكل دارند در فهم بخش كردن آن هم مشكل دارند. اما

چگونه می توانیم تعداد بخش در زبان انگلیسسی را تشخیص دهیم

1- بهترین روش مراجعه به فرهنگ لفت است . 

2- با توجه به تعداد حروف صدادار اما نه تنها وجود حروف بلكه صدای این حروف در كلمه مثلا در كلمه large دو حرف صدار دار وجود دارد اما تك سیلابی است. و در كلمه deepدو حرف صدادار وجود دارد اما تك سیلابی است.پس توجه داشته باشید كه صدای حروف صدادار مهم است نه حضورشان از نظر املایی.



.:: ارسال مطلب توسط alireza rad در تاریخ پنجشنبه 18 آبان 1391, 03:59 ب.ظ



[ 1 ]  [ 2 ] 
درباره ما




Preview Javascript DHTML Tree Menu Powered by dhtml-menu-builder.com

نظرسنجی
تصاویر تصادفی