گرامر،اصطلاحات،داستان،مقاله،کتابهای انگلیسی

فعل کمکی should و would -موارد استفاده از would و should

نویسنده :M R
تاریخ:دوشنبه 17 تیر 1392-07:31 ب.ظ

would   گذشته shall  وwould   گذشته will می باشد.که اکثراً در زمان های آینده در گذشته بکار می روند .

He said that he would come here by noon

او گفت که تا ظهر به اینجا خواهد آمد

I said that I should /would telephone him at 10 o'clock

به او گفتم که ساعت ده به او تلفن خواهم کرد

Would در موارد زیر بکارمی رود:

1.     Would در زمان حال نشان دهنده درخواست انجام عملی از مخاطب است. مثال :

Would you show me the way to the station?

 

2.     would  عادت را نیز در زمان گذشته نشان می دهد یعنی عیناً نقش used to  را در جمله بازی می کند مثال :

He used to get up early when he was ten

He would get up early when he was ten

وقتی ده ساله بود زود ازخواب بلند میشد( عادت داشت زود از خواب برخیزد)

3.     Would با فعل like  به جای want   بکار می رود.و به جمله فرم مؤدبانه می دهد.مثال :

I want to see Mr.pitt

من می خواهم آقای پیت را ببینم (فرم معمولی )

I would like to see Mr.pitt

من می خواهم آقای پیت را ببینم ( فرم مؤدبانه)

Do you want to come with us?

Would you like to come with us?

در حالت سوالی می توان به جای like از care نیز استفاده کرد.مثال:

Would you care to come with us?

Should   در موارد زیر بکارمی رود:

الف: در زمان حال یا آینده

1 – در حکم وظیفه                                                                        you should  pay your depts  تو باید قرضهایت را بپردازی

2 – در حکم پند و اندرز و نصیحت                                                      you should  eat more fruit

3 – درموارد فوق می توان از   ought to نیز استفاده کرد                     you ought to pay your depts

ب. برای بیان عملی که در گذشته بایستی انجام میشده : چنانچه بخواهیم از کلمه should    در گذشته استفاده نماییم باید حتماً بعد از آن از فرمول (اسم مفعول + have ) استفاده کرد. چنانچه جمله منفی باشد نشان می دهد که عمل انجام شده است ولی اگر جمله مثبت باشد نشان می دهد که عمل انجام نشده است.

به دو جمله زیرتوجه کنید:

You shouldn’t have telephoned her. (But you aid)

شما نمی بایستی به او تلفن می کردید(ولی کردید)

You should have telephoned her. (But you didn’t)

You ought to have telephoned her. (But you didn’t)

شما بایستی به او تلفن می کردید (ولی نکردید)

چون should   با ought to  یکی است می توان درجملات فوق از ought to  نیز استفاده کرد.مثال دیگر:

You ought to have prepared your homework carefully

You should have prepared your homework carefully

عداز افعالی مانند suggest – propose و  (insist  (on می توان از فرمول زیر استفاده نمود:

Should  +فاعل +that

Tom suggested that I should sell the house

تام پیشنهاد کرد که من منزل را بفروشم

He proposed that we should postpone the trip

او پیشنهاد کرد که مسافرت را بتعویق بیاندازیم

He insisted that Ali should not go till he arrived

او اصرار داشت که تا آمدن او علی برود

 بعد از کلمه lest   به معنی مبادا از should    استفاده می شود.مثال:

His father was terrified lest he should slip on the icy rocks

پدرش می ترسید مبادا اوروی صخره های یخی لیز بخورد

 

His father was terrified lest he should have slipped on the icy rocks

پدرش می ترسید مبادا او روی صخره های یخی لیز خورده باشد

 

 



نوع مطلب : Grammer 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

اصطلاح شماره 8 Get off someone's back معنی: دست از سر کسی برداشتن

نویسنده :M R
تاریخ:جمعه 14 تیر 1392-11:02 ب.ظ

اصطلاح شماره 8

Get off someone's back

معنی: دست از سر کسی برداشتن

 

Hey, John. I'm bored. Come on, let's go out and do something. 
- Sorry, I'm right in the middle of studying for a physics exam. I won't be able to make it tonight. 
- You've been studying for a long time. Why don't you take a break?
Get off my back! I can't go anywhere!
- OK, I'll stop bothering you only if you promise to let me know the minute you're finished.

- هی، جان. من خسته شدم. بیا بریم بیرون یه کاری بکنیم.
- متأسفم، الآن دارم خودم رو برای یک امتحان فیزیک آماده می‌کنم. امشب نمی‌تونم بیام.
- تو خیلی وقته که داری درس می‌خونی. چرا یک کم استراحت نمی‌کنی؟
دست از سرم بردار! من هچ جا نمی‌تونم بیام!
- باشه، دیگه اذیتت نمی‌کنم فقط به این شرط که قول بدی هر موقع کارت تموم شد بهم بگی.




نوع مطلب : idiom  Epression 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

اصطلاح شماره 7 Pull someone's leg معنی: کسی را دست انداختن

نویسنده :M R
تاریخ:جمعه 14 تیر 1392-11:00 ب.ظ

اصطلاح شماره 7

Pull someone's leg

معنی: کسی را دست انداختن
 

- Hey, Al, I was invited to be a judge for the contest.
- Oh, really? You're pulling my leg!

- هی، ال، من برای داوری تو اون مسابقه انتخاب شدم.
- واقعاً؟ تو داری من رو دست می‌ندازی!



نوع مطلب : idiom  Epression 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

اصطلاح شماره 6 Shoot off one's mouth معنی: لاف زدن، غلو کردن

نویسنده :M R
تاریخ:جمعه 14 تیر 1392-10:58 ب.ظ

اصطلاح شماره 6

Shoot off one's mouth

معنی: لاف زدن، غلو کردن

Jim doesn't play tennis very much, but he's always shooting off his mouthabout how good he is. Yet he's fooling nobody. Jim is somewhat of a braggart and everyone knows that he gives opinions without knowing all the facts andtalks as if he knew everything about the game.

جیم زیاد تنیس بازی نمی‌کنه، اما همیشه در مورد اینکه چقدر خوب بازی می‌کنه غلو می‌کنه. البته اون کسی رو دست نمی‌ندازه. جیم تا اندازه‌ای یک «لاف زن» هستش و همه می‌دونند که بدون اینکه همه چیز رو بدونه ابراز عقیده می‌کنه و طوری حرف می‌زنه که انگار همه چیز رو درباره بازی می‌دونه.



نوع مطلب : idiom  Epression 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

اصطلاح شماره 5 Jump down someone's throat معنی: یقه کسی را گرفتن، با عصبانیت با کسی برخورد کردن

نویسنده :M R
تاریخ:جمعه 14 تیر 1392-10:55 ب.ظ

اصطلاح شماره 5

Jump down someone's throat

معنی: یقه کسی را گرفتن، با عصبانیت با کسی برخورد کردن

You don't have to jump down my throat! I told you that I'd make it home around 11:50. I don't intend to be late!

مجبور نیـستی اینقـدر با عصبانیت با من برخـورد کنی! بهت گفتـم که حـول و حـوش سـاعت 11:50 برمی‌گردم خونه. من قصد ندارم دیر بیام!



نوع مطلب : idiom  Epression 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

اصطلاح شماره 4 Get in someone's hair معنی: کسی را اذیت کردن

نویسنده :M R
تاریخ:جمعه 14 تیر 1392-10:46 ب.ظ

اصطلاح شماره 4

Get in someone's hair

معنی: کسی را اذیت کردن

 

اصطلاحات انگلیسی

- I know that the children get in your hair, but you should try not to let it upset you so much.

- Listen, Jim. I can't help it. The children bother me and make me very angry.

- من می‌دونم که بچه‌ها اذیتت می‌کنند، اما باید سعی کنی نذاری این موضوع تو رو خیلی ناراحت کنه.

- ببین جیم. من نمی‌تونم کاریـش کنم. بچه‌هـا منو اذیـت می‌کنند و منو خیلی عصبانی می‌کنند.



نوع مطلب : idiom  Epression 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

اصطلاح شماره 3 Cat got your tongue معادل فارسی: موش زبانت را خورده (خجالتی)

نویسنده :M R
تاریخ:جمعه 14 تیر 1392-10:45 ب.ظ

اصطلاح شماره 3

Cat got your tongue

معادل فارسی: موش زبانت را خورده (خجالتی)

 

What's the matter? Cat got your tongue?

موضوع چیه؟ موش زبونت رو خورده؟ (یعنی چرا حرف نمی‌زنی)



نوع مطلب : idiom  Epression 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

اصطلاح شماره 2 Take it on the lamb معادل فارسی: در رفتن

نویسنده :M R
تاریخ:جمعه 14 تیر 1392-10:43 ب.ظ

اصطلاح شماره 2

Take it on the lamb

معادل فارسی: در رفتن

 

Poor Richard has always had his problems with the police. When he found out that they were after him again, he had to take it on the lamb. In order to avoid being caught and thrown in jail, he was forced to flee in a great hurry.

بیچاره ریچارد همیشه بـا پلیس مشکل داشته. وقتی فهمیـد که اونا دنبالش هستند، مجبـور شددر بره. برای اینکه گیر نفته و تو زندون نیفته مجبور شد به سرعت فرار کنه.



نوع مطلب : idiom  Epression 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 


  • تعداد صفحات :21
  • ...  
  • 3  
  • 4  
  • 5  
  • 6  
  • 7  
  • 8  
  • 9  
  • ...  
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات