تبلیغات
گرامر و اصطلاحات زبان انگلیسی - داستان کابینت سنگین به زبان انگلیسی با ترجمه فارسی
گرامر،اصطلاحات،داستان،مقاله،کتابهای انگلیسی

داستان کابینت سنگین به زبان انگلیسی با ترجمه فارسی

نویسنده :M R
تاریخ:سه شنبه 18 تیر 1392-05:58 ق.ظ


داستان کابینت سنگین ( فارسی و انگلیسی )

Miss Green had a heavy cupboard in her bedroom. Last Sunday she said, 'I don't like this cupboard in my bedroom. The bedroom's very small, and the cupboard's very big. I'm going to put it in a bigger room.' But the cupboard was very heavy, and Miss Green was not very strong. She went to two of her neighbors and said, 'Please carry the cupboard for me.' Then she went and made some tea for them.

The two men carried the heavy cupboard out of Miss Green's bedroom and came to the stairs. One of them was in front of the cupboard, and the other was behind it. They pushed and pulled for a long time, and then they put the cupboard down.

'Well,' one of the men said to the other, 'we're never going to get this cupboard upstairs.'

'Upstairs?' the other man said. 'Aren't we taking it downstairs?'


ترجمه داستان در ادامه مطلب 


خانم گرین كابینت سنگینی در اتاق خوابش داشت. یكشنبه گذشته گفت: من كابینت اتاق داخل اتاق‌خوابم را دوست ندارم. اتاق خوابم خیلی كوچك و كابینت خیلی بزرگ. می‌خواهم این (كابینت) را در اتاق بزرگ‌تری قرار دهم. اما كابینت خیلی سنگین بود و خانم گرین خیلی قوی نبود. او پیش دو تا از همسایه‌هایش رفت و گفت: لطفا كابینت را برای من حمل كنید. بعد او رفت تا برای آن‌ها چای درست كند.

آن دو مرد آن كابینت سنگین را از اتاق‌خواب خانم گرین بیرون آورند و به سوی پله‌ها رفتند. یكی از آن‌ها در جلوی كابینت بود، و دیگری در پیشت كابینت. آن‌ها برای مدت طولانی (كابینت را) هل دادن و كشیدند، و سپس كابینت را زمین گذاشتند.

یكی از مردها به دیگری گفت: خوب، ما كه نمی‌توانیم كابینت را به بالای پله ها ببریم.

مرد دیگر گفت: بالای پله‌ها؟ مگر نمی‌خواهیم آن را پایین ببریم.



نوع مطلب : Story  English Passage 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر