گرامر،اصطلاحات،داستان،مقاله،کتابهای انگلیسی

اصطلاحات و ضرب المثل های پرکاربرد انگلیسی با ترجمه فارسی

نویسنده :M R
تاریخ:شنبه 22 تیر 1392-01:08 ق.ظ


با کسی چپ افتادن




to turn on somebody

بابا غوری

cat's eye


به خدا توکل کردن

trust in God


امتحان کردن

have a go

بس کن

knock it off      

حق با شماست

You are reason

به امید دیدار

so long

به سلامتی شما

cheer you

طرفدار

in favor of

مو لای درزش نمی رود

Hard & fast

مژده       

 good news

مشکل پسند

choosy-choosy

محض احتیاط

 just in case

به ضرر کسی تمام شدن

count against

حقیقت تلخ است

Bitter pill to swallow

بی چشم و رو

ungrateful

 



نوع مطلب : idiom  Slang  Epression 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

اصطلاح شماره 8 Get off someone's back معنی: دست از سر کسی برداشتن

نویسنده :M R
تاریخ:جمعه 14 تیر 1392-11:02 ب.ظ

اصطلاح شماره 8

Get off someone's back

معنی: دست از سر کسی برداشتن

 

Hey, John. I'm bored. Come on, let's go out and do something. 
- Sorry, I'm right in the middle of studying for a physics exam. I won't be able to make it tonight. 
- You've been studying for a long time. Why don't you take a break?
Get off my back! I can't go anywhere!
- OK, I'll stop bothering you only if you promise to let me know the minute you're finished.

- هی، جان. من خسته شدم. بیا بریم بیرون یه کاری بکنیم.
- متأسفم، الآن دارم خودم رو برای یک امتحان فیزیک آماده می‌کنم. امشب نمی‌تونم بیام.
- تو خیلی وقته که داری درس می‌خونی. چرا یک کم استراحت نمی‌کنی؟
دست از سرم بردار! من هچ جا نمی‌تونم بیام!
- باشه، دیگه اذیتت نمی‌کنم فقط به این شرط که قول بدی هر موقع کارت تموم شد بهم بگی.




نوع مطلب : idiom  Epression 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

اصطلاح شماره 7 Pull someone's leg معنی: کسی را دست انداختن

نویسنده :M R
تاریخ:جمعه 14 تیر 1392-11:00 ب.ظ

اصطلاح شماره 7

Pull someone's leg

معنی: کسی را دست انداختن
 

- Hey, Al, I was invited to be a judge for the contest.
- Oh, really? You're pulling my leg!

- هی، ال، من برای داوری تو اون مسابقه انتخاب شدم.
- واقعاً؟ تو داری من رو دست می‌ندازی!



نوع مطلب : idiom  Epression 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

اصطلاح شماره 6 Shoot off one's mouth معنی: لاف زدن، غلو کردن

نویسنده :M R
تاریخ:جمعه 14 تیر 1392-10:58 ب.ظ

اصطلاح شماره 6

Shoot off one's mouth

معنی: لاف زدن، غلو کردن

Jim doesn't play tennis very much, but he's always shooting off his mouthabout how good he is. Yet he's fooling nobody. Jim is somewhat of a braggart and everyone knows that he gives opinions without knowing all the facts andtalks as if he knew everything about the game.

جیم زیاد تنیس بازی نمی‌کنه، اما همیشه در مورد اینکه چقدر خوب بازی می‌کنه غلو می‌کنه. البته اون کسی رو دست نمی‌ندازه. جیم تا اندازه‌ای یک «لاف زن» هستش و همه می‌دونند که بدون اینکه همه چیز رو بدونه ابراز عقیده می‌کنه و طوری حرف می‌زنه که انگار همه چیز رو درباره بازی می‌دونه.



نوع مطلب : idiom  Epression 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

اصطلاح شماره 5 Jump down someone's throat معنی: یقه کسی را گرفتن، با عصبانیت با کسی برخورد کردن

نویسنده :M R
تاریخ:جمعه 14 تیر 1392-10:55 ب.ظ

اصطلاح شماره 5

Jump down someone's throat

معنی: یقه کسی را گرفتن، با عصبانیت با کسی برخورد کردن

You don't have to jump down my throat! I told you that I'd make it home around 11:50. I don't intend to be late!

مجبور نیـستی اینقـدر با عصبانیت با من برخـورد کنی! بهت گفتـم که حـول و حـوش سـاعت 11:50 برمی‌گردم خونه. من قصد ندارم دیر بیام!



نوع مطلب : idiom  Epression 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

اصطلاح شماره 4 Get in someone's hair معنی: کسی را اذیت کردن

نویسنده :M R
تاریخ:جمعه 14 تیر 1392-10:46 ب.ظ

اصطلاح شماره 4

Get in someone's hair

معنی: کسی را اذیت کردن

 

اصطلاحات انگلیسی

- I know that the children get in your hair, but you should try not to let it upset you so much.

- Listen, Jim. I can't help it. The children bother me and make me very angry.

- من می‌دونم که بچه‌ها اذیتت می‌کنند، اما باید سعی کنی نذاری این موضوع تو رو خیلی ناراحت کنه.

- ببین جیم. من نمی‌تونم کاریـش کنم. بچه‌هـا منو اذیـت می‌کنند و منو خیلی عصبانی می‌کنند.



نوع مطلب : idiom  Epression 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

اصطلاح شماره 3 Cat got your tongue معادل فارسی: موش زبانت را خورده (خجالتی)

نویسنده :M R
تاریخ:جمعه 14 تیر 1392-10:45 ب.ظ

اصطلاح شماره 3

Cat got your tongue

معادل فارسی: موش زبانت را خورده (خجالتی)

 

What's the matter? Cat got your tongue?

موضوع چیه؟ موش زبونت رو خورده؟ (یعنی چرا حرف نمی‌زنی)



نوع مطلب : idiom  Epression 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

اصطلاح شماره 2 Take it on the lamb معادل فارسی: در رفتن

نویسنده :M R
تاریخ:جمعه 14 تیر 1392-10:43 ب.ظ

اصطلاح شماره 2

Take it on the lamb

معادل فارسی: در رفتن

 

Poor Richard has always had his problems with the police. When he found out that they were after him again, he had to take it on the lamb. In order to avoid being caught and thrown in jail, he was forced to flee in a great hurry.

بیچاره ریچارد همیشه بـا پلیس مشکل داشته. وقتی فهمیـد که اونا دنبالش هستند، مجبـور شددر بره. برای اینکه گیر نفته و تو زندون نیفته مجبور شد به سرعت فرار کنه.



نوع مطلب : idiom  Epression 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 


  • تعداد صفحات :2
  • 1  
  • 2  
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic